X
تبلیغات
زولا

زود آرزوت رو بگو داره دیر میشه

یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 01:04 ب.ظ

 

حتما همه تون جریان تموم شدن دنیا رو ظرف چند روز آینده شنیدید 

منکه اصلا بهش  اعتقادی ندارم 

یعنی اصلا اجازه ندادم فکرم بهش مشغول بشه(شایدم مغزم نمیکشید)

خدا رو چه دیدی شاید چند روز دیگه دنیا تموم شد و من موندم با 

یه سری کارهایی که دوست داشتم روزهای آخر زندگیم انجام بدم 

 

 

میگم بد نیست فکر کنم اگه این اتفاق قطعی بود دوست داشتم چه کارهایی بکنم 

 

 

 

۱- 

حتما یه روزش رو اختصاص میدادم به حمام 

البته نه واسه خودم بلکه برای ماشینم 

یعنی همان کارواش 

البته مدت زمان زیادی نیست که بردمش کارواش 

اگه اشتباه نکنم عید بود یعنی روز قبل از عید!!!! 

 

 

۲- 

دوست دارم شب آخر یه خرق عادت انجام بدم 

دلم رو میزنم به دریا و شب آخر جورابم رو نمیشورم 

اون دنیا دیگه فکر نکنم جوراب لازم باشه یا اگر هم باشه یکی اونجا بهم عیدی میده 

حتما اونجا هم عیدی ای که به ما میدن یا زیرپوش_ یا جوراب،دیگه خیلی خوش شانس باشیم  

بهمون SHO+رت میدن 

 

۳- 

حتما روزای آخر بی خیال حرف مردم و گشت ER+شاد یه تیپ راحت میزدم 

شلوارک میپوشیدم با یه رکابی مشکی(از اون خوشگلاش) با کتونی سفید و جوراب کوتاه 

البته از شانس گند ما آخر دنیا هم مصادف شد با سرما و اولین برف پاییزی

  

۴- 

یه فیلم خوب میذاشتم تو دستگاه و دراز میکشیدم جلوی تی وی 

یه بشقاب پر از تخمه و یه ظرف پر از میوه 

نکته این ماجرا اینه که واسه آشغال هاش از پیش دستی استفاده نکنم 

هرچی بخورم بریزم دورم و از کثیفی اطرافم نترسم 

(مدیونید اگه فکر کنید از هلیا بانو میترسما من کلا تمیزم) 

 

۵- 

تا صبح میشینم فوتبال میبینم بدون هیچ نگرانی 

البته در این مورد باید عرض کنم در مواقع عادی ترسم از صبح بیدار شدن نیست  

میترسم هلیا بانو برخورد یه کم ملایمی نداشته باشن ولی فردای این روز خاص دیگه کسی نیست 

 

۶- 

برای اولین بار شارژ ساختمون رو نمیدم 

 

۷- 

کیسه زباله را بدون سطل و درحالیکه آب داره ازش میچکه برای اولین بار 

راس ساعت 9 تا نیمه راه میبرم بعد از پنجره راه پله پرتاب میکنم بیرون 

 

۸- 

زنگ میزنم به اونایی که ازشون طلب دارم و میگم پولم رو بدید 

حتما میگید پول میخوای چکار؟میخوای بزاری سرقبرت؟ 

منم در جوابتون باید بگم پولم رو بده این دیگه به خودم ربط دارد که کجام میخوام بزارم 

 

۹- 

میرم صف پمپ بنزین و باک ماشین رو تا خرخره با بنزین لیتری... پرمیکنم(فکر کردی لو میدم بنزین چهارصدی دارم یا نه؟) 

بعد که باک پر شد شیلنگ رو میذاشتم بیرون تا هرچی تو کارتم هست خالی بشه 

البته بعید میدونم بنزین یک جایگاه جوابگو باشه(اینو گفتم تا دل اوناییکه بنزین هفتصدی میزنن آب بشه!!!) 

 

 

۱۰- 

عکس خودم رو میذاشتم با پروفایل واقعی 

هر حرفی که تو دلم هست و نمیشه زد رو میزدم 

چون اونموقع از مرگ طبیعی ترسی نخواهم داشت  

و مجبور به خودسانسوری نیستم 

 

  

۱۱- 

یه کتک مفصل به اون آقای شهردار(قبلا ذکر خیرش رو کردم) و معاون زبون نفهمش بزنم 

یعنی بعضی وقتا اونقدر حرف چرت میزنه که نمیدونم بخندم یا گریه کنم 

خدا قسمت گرگ بیابون نکندشون  

این بشر اونقدر تلخه که اگه گرگ بخوردش فکر کنم گلاب به روتون بالا بیاردش 

هرچند که خیلی وقتا جوابش رو میدم و نمیزارم تو دلم بمونه ولی اونجوری که باب میلمه باید حتما روز آخر دنیا باشه   

 

 

۱۲- 

بعنوان آخرین درخواست یه محکوم به مرگ باید بگم ترتیب رفتنم طوری انجام بشه که 

من چند دقیقه قبلش در جریان قرار بگیرم 

بالاخره گلاب به روتون آدم باشکم خالی بره بهتره دیگه 

شاید اونجا انجام کارمون طول بکشه منم که به این مورد حسااااااااس

به این لیست خیلی موارد دیگه میشه اضافه کرد ولی ترجیح میدم بقیه اش رو قیچی کنم 

شما هم میتونید اینجا یا تو وبتون از کارهایی که دوست دارید در روزای آخر انجام بدید بنویسید 

بله با شما هستم 

شما اولین نفری باشید که مینویسید 

به بهترین نوشته بلیط سفر به این دنیا از اون دنیا داده میشه با یه همراه 

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo