پاسخگوی شماره ...

 

ایندفعه اومدم کوتاه حرف بزنم و برم 

عرضم به حضورتون چند وقتیه یه فکری اومده تو ذهنم 

هر چی فکر میکنم میبینم مشکلی تو مملکت نمونده که من بهش رسیدگی نکرده باشم 

از شما کمک میخوام 

تصمیم گرفتم یه بخشی راه بندازم که شما بیایید سوالات خودتون رو مطرح کنید تا من بیام جواب بدم.سوالات میتونه ورزشی٬س.ی.ا.س.ی٬فرهنگی٬علمی٬شرعی٬اقتصادی٬اجتماعی٬انتفاعی٬اشتراکی٬انبساطی و کلا هرچیزی تو این ریتم باشه 

خودم هرجوری صلاح بدونم جواب میدم و کسی حق دخالت نداره 

از اونجایی که اینجا نظر مخاطب بسیار مهمه ممنون میشم پیشنهادات خودتون رو مطرح کنید 

بازم اگه صلاح دونستم نظراتتون رو مدنظر یا مدجایی که خودم میدونم قرار میدم 

راستی سوالاتتون رو باید تو قسمت خصوصی مطرح کنید در غیر اینصورت سوالتون از درجه اعتبار ساقطه شایدم ساقته ولی همون اولیه(بابا یکم بگرد پیداش میکنی.اون گوشه سمت راست بالای وبلاگ نوشته نظر خصوصی)  

 

والسلام پست شد تمام(به همین راحتی) 

 

بدو بدو بیا چشم های توپ دارم چشم چشم

 

با نام و یاد خدا حرافی اینبار خودم رو آغاز میکنم 

عرضم به حضورتون باز این بابک پست گذاشت و سوژه داد به من تا از کم کاری دربیام 

حتما همه پست چشمها رو دیدید 

از همین تریبون استفاده میکنم و مراتب تشکر و قدردانی خودم رو ابلاغ میکنم.ایشاا... به برکت همین حرکت خدا چشمهای ایشون رو شفا بده تا بتونه از تمام ظرفیت چشمهاش استفاده کنه و من مجبور نباشم وقتی با هم هستیم چیزهایی رو که با چشماش نمیبینه براش توصیف کنم.میدونم خیلی برات سخته.خدایا پس کی میخوای به داد این جوون برسی؟ 

عرضم به حضورتون اول میخواستم واسه همه چشم ها مطلب بنویسم ولی به چند دلیل نشد: 

۱-دوست داشتم این پست رو قبل از اینکه از صاحبان چشم ها رونمایی بشه بنویسم واسه همین وقت بسیار کمی داشتم 

۲-خداییش چقدر دیگه میتونم گیر بدم؟هرچقدر هم تلاش کنم هفتاد و یکی نمیشه.واسه همین گفتم درباره چند تا عکس مشابه یه چیزی مینویسم 

 

لازم به ذکر است که همه این مطالب شوخی بوده و هرگونه استفاده سو از این مطالب بر عهده اینجانب نمیباشد.اصلا کی جرات داره استفاده سو یا غیر سو از مطالب من بکنه؟ 

به هرحال چشم های شما تاج سر ماست و اینا رو واسه این میگم که تو دلم نمونه و بعدا مشکلات درست نکنه برام.خلاصه اگه جسارتی کردم ببخشید

ادامه مطلب ...

نصب میکنم آی نصب میکنم

 

 

به زودی در این محل یه پست تحلیلی نصب خواهد شد 

 

لطفا توقف نفرمایید.توقف شما مانع کسب است(شایدم مانع نصب) 

 

 

ماجراهای من و اون

 

عرضم به حضورتون که ما قراردادی با شهرداری یکی از شهرها داریم

شهردار این شهر موجود بس عجیبی ست

اگه بخوام از خصوصیات و رفتارش بگم هر روز باید یه پست بنویسم

ایشون جون ما را به لبمون رسوندن

بخاطر شرایط کاری معمولا نگرانی از روبرو شدن با مسئولین ندارم ولی

هروقت میخوام ببینمش استرس میگیرم

سنش هم بالاست نمیشه چیزی بهش گفت

بزارید جریانی که ما در ارتباط با ایشون داشتیم رو تعریف کنم

این جریان مال هفته پیش_

یه جلسه بود که کلی از مسئولین نشسته بودن

فرماندار،نماینده های شورای شهر،معاونین شهردار و تعدادی از مسولین شهر و

شهردار و ...

 

ادامه مطلب ...

پست غیب شده

  

 

 

 

 

 

این عکس  سر در یه مغازه تو محلمون بود 

کلی حرف تو دلم بود واسه نوشتن ولی حیف که دست و بالم بسته ست 

پس شما هم ببینید و خودتون تفسیرش کنید 

یه جورایی میتونید تصور کنید من متن رو نوشتم ولی غیب شده 

. 

 

پی مودبانه نوشت:فاصله طولانی بین پست هام رو ببخشید.باور بفرمایید تو فاصله کوتاهی که میتونم بیام وب٬گیر میکنم بین خوندن پست شما دوستان و نوشتن پست جدید.و بعد از کلی تفکر میبینم خوندن مطالب زیبای دوستان اولویت داره.اینجوریه که آپ کردنمون میشه ماهی ۱ بار 

. 

مردم تا این ۳ خط رو نوشتم.این لفظ قلم صحبت کردن هم چقدر سخته.آدم یاد مراسم خواستگاری میفته 

پی متلک نوشت:تصمیم گرفتم این وبلاگ رو تعطیل کنم.یعنی برم بلاگفا.بعدش هفته ای ۱ بار بیام بنویسم کسی این پست من رو ندیده؟به جون مادر مادربزرگ شوهر عمه زن دایی خواهر زن عموی نداشته ام من دیشب یه پست اینجا نوشتم.تازه شوهر همین بنده خدایی هم که به جونش قسم خوردم برام کامنت گذاشته بود و گفته بود به به چه متنی به به چه نویسنده ای.خلاصه اونقدر ازم تعریف کرده بود که نزدیک بود من منقارم رو باز کنم.شما میگید من چکار کنم؟خواهش میکنم نگید بیا بلاگ اسکای.من از اینجا تکون نمیخورم 

.