X
تبلیغات
رایتل

مطمئن شدم زنده ای

شنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 02:48 ق.ظ

 

پیش نوشت:از دوستانی که میومدن اینجا تا مطالب طنز بخونن باید عذرخواهی کنم 

میدونم این نوشته های آخرم ناراحتتون میکنه.یه مدتی باید بی خیال وبلاگ ما بشید تا شاید دوباره روبراه بشیم.شرمنده که ناراحتتون میکنم دست خودم نیست 

 

شیرزاد جان هیچ وقت روزی که خونه تون بودم یادم نمیره 

همش سرپا بودی 

نگران اینکه چیزی کم و کسر باشه 

سوال میکردی همه چیز ردیفه؟چیزی نمیخوای داداش؟ 

منم هی عرق شرم رو از پیشونیم پاک میکردم 

خیلی باهات راحت بودم 

انگار عمریه باهات دوستم و رفت و آمد داشتیم  

قبل از دیدنت و با خوندن پستهات مشخصه بارزی که ازت تو ذهنم بود مردونگی بود 

بی تعارف میگم٬اینو چند بار به هلیا گفته بودم  

(مثل کمک کردنت به اون خانوم تو اتوبان٬خاطره ات از چین و ...)

وقتی داشتیم میرفتیم مهمون نوازی و بی ریایی هم به این خصلت اضافه شد 

 

شیرزاد جان امروز اومدم پیشت شاید باور کنم که نیستی  

گفتم حتما وقتی بیام اونجا و برگردم آروم میشم 

ولی اشتباه کردم 

اونجا هم خوب استقبال کردی 

احساس میکردم تو جمعی 

وقتی دلم گرفت و پاشدم تا بین قبر ها دور بزنم 

حس کردم نگران شدی و باهام اومدی  

جدی میگم حست کردم 

وقتی کنار مزارت نشستم تا باهات حرف بزنم 

مطمئن شدم زیر اون خاک نیستی 

جای تو زیر خاک نیست داداش  

تن مرد رو میتونن بزارن زیر خاک ولی مردی و مردونگی رو نه 

با رفتنت زیر خاک مردونگی و انسانیت رو زنده کردی 

ثابت کردی اینکه ما میشینیم و تعریف میکنیم که مردونگی مرده حرف مفت میزنیم 

اگه مردونگی مرده بود که تو هم مثل ما الان داشتی زندگیت رو میکردی 

 

شیرزاد جان میگن خاک سردِ ولی اینبار اینجوری نیست 

شیرزاد جان به مریم بانو بگو بچه ها پشتش هستن درست مثل این روزا 

امروز تو تمام مدت نتونستم سرم رو بلند کنم و به چشمهایِ مریم بانو نگاه کنم 

فقط درد دلهاش رو با تو شنیدم 

میخوام بگم: 

 

شیرزاد جان شما داداشمی٬مریم بانو هم خواهرمِ 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo